Home سفر و گردشگری نوروز از نگاه سفرنامه نویسان خارجی (قسمت دوم)

نوروز از نگاه سفرنامه نویسان خارجی (قسمت دوم)

0 second read
0
0
57

جنب و جوش‌ روزهای اول عید از چشم هیچ گردشگر خارجی‌ای دور نمانده است.

مقاله‌های مرتبط:

به مناسبت فرارسیدن نوروز در این سری از مقالات ایران در سفرنامه‌های خارجی سراغ این بزرگ‌ترین جشن ملی ایرانیان رفتیم تا از طریق سفرنامه‌ها نگاهی متفاوت به آن بیندازیم تا بنگریم که در دوره‌ی قاجار نوروز چه حال و هوایی داشته است.

رابرت کرپورتر، جهانگرد انگلیسی، در سال ۱۱۹۷ شمسی در توصیف نوروز می‌نویسد:

«روز اول عید وارد میدان ارگ شدم. مردم از هر گروه و طبقه‌ای در آنجا بودند. بعد از در ورودی وارد محوطه‌ی درون ارگ شدم که شاه در آنجا رعایای خود را به حضور می‌پذیرفت و در محوطه‌ی آن جای گرفت. بعد از مدتی شاه در آنجا حاضر شد و بر تخت نشست و اعیان حاضر به وی تهنیت گفته و عیدی گرفته و مراسم تمام شد».

آرتور دو گوبینو، نویسنده‌ی فرانسوی، در سال ۱۲۳۴ شمسی چنین نوشت:

«بزرگ‌ترین مواقع روزهای اول سال است که مردم برای تأمین هزینه‌های عید نوروز احتیاج به پول دارند. به طور کلی، در تمام روزهای شادمانی و عزاداری نیاز به پول دارند و خدا می‌داند که تعداد این روزها و به خصوص ایام جشن و سرور نزد ملتی که بزرگ‌ترین مشغولیاتش تفریح است، چقدر زیاد است. آغاز سال نو در دربار قاجار حتی در نیمه‌شب با سلام خاص (سلام بزرگ) جشن گرفته می‌شد که فقط شاهزادگان، علما، سادات، مأموران عالی مقام و چند نفر از افسران به آن مراسم دعوت می‌شدند».

نوروز

چارلز جیمز ویلس انگلیسی درباره‌ی عیدی گرفتن درویشان می‌گوید:

«هیچ موقعی مانند عید نوروز به درویشان خوش نمی‌گذرد و در هیچ ایامی مانند روزهای عید آن‌ها نمی‌توانند تحصیل پول کنند. در روزهای عید، ایرانیان هر درویشی را که در معبر و یا در محلات شهر ببینند خود را مجبور می‌دانند که مقدار معینی پول به او بدهند. علاوه بر آن، هر یک از درویش‌ها معتاد آنند که در روزهای نوروز یک شخصیت ثروتمند را انتخاب کنند، در جلوی عمارتش چادر محقری زده و به قدری یاحق یاحق گویند که صاحب‌خانه، بسته به توانایی خود، مقدار معینی پول به او بدهد».

«باید اعتراف کرد ایرانی‌ها در مورد برگزیدن جشن سال نو معقول‌تر و منطقی‌تر از ما بوده‌اند»

ماری شیل انگلیسی در سال ۱۲۳۵ خورشیدی در خاطرات خود بیان کرده:

«باید اعتراف کرد که ایرانی‌ها در مورد برگزیدن جشن سال نو معقول‌تر و منطقی‌تر از ما بوده‌اند؛ چون آن‌ها به جای آنکه تحویل سال خود را مثل ما در وسط زمستان قرار دهند، آن را طوری انتخاب کرده‌اند که شروع سال جدیدشان درست در لحظه‌ی ورود خورشید به نیمکره‌ی شمالی و در حقیقت آغاز سال خورشیدی باشد. نوروز در حقیقت اول سال رسمی ایرانی است. ایام تعطیل آن سیزده روز است. در روز دهم مارس (۱۹ اسفند)، برای ملاقات به دربار نزد امیرکبیر رفتیم، اما امیرکبیر به خاطر اینکه در حال تدارک عیدی برای درباریان بود، از دیدارمان خودداری کرد».

نوروز

به بیان هانریش بروگش (۱۲۴۱ – ۱۲۴۲ خورشیدی)، سفرنامه‌نویس آلمانی:

«کلمه نوروز برای همه‌ی ایرانیان یک کلمه‌ی سحرآمیز و معجزه‌آسا است. با شنیدن آن قلب همه می‌تپد و چهره‌ی همه خندان می‌شود و به یاد آن و به امید نوروز آینده، که روزگار بهتری داشته باشند، تمام گرفتاری‌ها و مشکلات کنونی خود را تحمل می‌کنند و تمام سال را در آرزوی رسیدن نوروز هستند. آغاز سال نو با شلیک توپ اعلام می‌شد. در ساعت تحویل سال، افراد خانواده دور سفره می‌نشستند و در دست‌شان مقداری گندم و برنج با سکه‌های طلا و نقره، که علامت نعمت و فراوانی است، نگاه می‌داشتند، دعای تحویل سال خوانده می‌شد و سپس یکی از قاریان قرآن سوره‌ی یس را می‌خواند.

«در ساعت تحویل سال، افراد خانواده دور سفره می‌نشستند و در دست‌شان مقداری گندم و برنج با سکه‌های طلا و نقره نگاه می‌داشتند»

در ایام نوروز شادی و سرور خاصی همه را فرا می‌گیرد. همسایه‌ها با هر درجه و مقامی این عید را به یکدیگر تبریک می‌گویند و این یک سنت باستانی است که بیش از دو هزار سال در ایران رواج دارد و در طول این سالیان هیچ واقعه‌ای نتوانسته است این پیشامد ملی را از بین ببرد و مردم با هر عقیده و دین و مذهبی نوروز را جشن می‌گیرند.

نوروز

به هنگام نوروز بازارها و خیابان‌ها شلوغ می‌شود و مردم لباس می‌خرند، از دکان‌ها بسته‌های شیرینی و آجیل می‌خرند و با خود می‌برند و همه اشتیاق زیادی به خرید پیدا می‌کنند و برای فرا رسیدن نوروز آماده می‌شوند. مغازه‌ها را با زرورق‌ها و کاغذهای رنگی تزیین می‌کردند که در این بین تزئینات مغازه‌های قنادی از همه بیشتر به چشم می‌خورد. آن‌ها از درختان کنار خیابان فانوس‌های رنگی آویزان می‌کردند.

«به هنگام نوروز از درختان کنار خیابان فانوس‌های رنگی آویزان می‌کردند»

تاجران چشم امیدشان به نوروز است که بتوانند اجناس خود را به فروش برسانند. تاجران فرنگی بهتر از هر خارجی دیگری اهمیت نوروز را می‌دانستند؛ زیرا اغلب معاملات بزرگ آن‌ها در این ایام انجام می‌گرفت. نوروز تنها جشنی است که شیعیان و زردشتیان ساکن ایران آن را مشترکا برگزار می‌کنند. یکی از روزهای بسیار نحس سال روز سیزدهم ماه فروردین است.

نوروز

ایرانیان معتقد هستند که در این روز، که به آن سیزده‌به‌در می‌گویند، نباید در خانه ماند چون ممکن است نحوست آن دامنگیر صاحب‌خانه شود؛ به همین خاطر، همه‌ی مردم از شهرها و روستاها خارج شده و به صحرا می‌روند تا این روز را در هوای آزاد و در زیر سقف آسمان بگذرانند.

«در روز سیزده به در، برای اینکه تا حدودی از هجوم زنان به خارج از شهر جلوگیری شود، از هر زنی عوارض ناچیزی گرفته می‌شد»

در این روز نباید ناراحت بود، بلکه باید خوش گذراند تا اینکه دیوهایی که در خانه هستند، بهانه‌های برای آسیب رساندن به صاحب‌خانه و اعضای خانواده‌اش نداشته باشند. برای اینکه تا حدودی از هجوم زنان به خارج شهر جلوگیری شود، به دستور کلانتر، از هر زنی عوارض ناچیزی گرفته می‌شود. با این روز دیگر شادی‌های نوروز پایان می‌پذیرد».

سیزده به در

کارلا سرنا ایتالیایی در سال ۱۲۵۶ شمسی نوشت:

«اگر در نوروز حادثه‌ی ناخوشایندی برای کسی اتفاق بیفتد، تا پایان سال وسوسه‌ی بدبیاری دامن وی را رها نخواهد کرد».

ادوارد براون انگلیسی در سال ۱۲۶۷ خورشیدی گزارش می‌دهد:

«نوعی مرغ دریایی به نام «گوشت تلخ» به فارس می‌آمد که به معنای آمدن نوروز بود. شیرازی‌ها آنان را مرغ نوروزی نام نهادند و ورود آن‌ها را که سفیران نوروز بودند، مبارک می‌دانستند».

نوروز

جان ویشارد آمریکایی (۱۲۷۰ – ۱۲۸۹ شمسی) چنین می‌نویسد:

«عید نوروز تنها جشن معتبر و مسلم در ایران و بزرگ‌ترین حادثه در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. ایرانیان مراسم و جشن‌ آن را با شکوه هرچه تمام‌تر انجام می‌دهند. در روزهای عید نوروز حتی مستمندان نیز رنج‌های خود را برای مدت کوتاهی فراموش می‌کنند».

هانری دالمانی فرانسوی در سال ۱۲۷۸ نوشت:

«در سال تحویل ۱۱۰ تیر، که مطابق حساب ابجد به نام علی (ع) مطابق است، شلیک می‌کنند».

قاجار

چارلز ادوارت پیت انگلیسی (۱۲۷۹ – ۱۲۸۳) گزارش می‌دهد:

«مردم سیستان در نوروز در کوه خواجه جمع می‌شدند. مشهد بهار دل‌انگیزی دارد؛ پرنده‌هایی که ایرانیان آنان را کلاغ سبز می‌نامند در کنار رودها تخم می‌گذارند».

ویلیامز جکسن آمریکایی (۱۲۸۰ – ۱۲۹۷):

«در مدت اقامتم در تبریز، شیرینی و تزئینات پرزرق و برق فراوان به چشم می‌خورد، زیرا نوروز یا سال نو ایرانیان نزدیک بود».

تبریز قاجار

اوژن اوبن فرانسوی در سال ۱۲۸۵ – ۱۲۸۶ شمسی نوشت:

«بزرگ‌ترین نماد نوروز سفره‌ی هفت‌سین است. ایرانیان سفره‌ی هفت‌سین را از ضروریات آغاز سال نو می‌دانند که عبارتند از: ماهی (از سین واژه‌ی عربی سمک گرفته شده) سیب، سیر، سبزی، سرکه، سنجد و سنگک. مذهب تشیع جامه‌ای بر قامت نوروز کشیده که مطابق آن این روز را مصادف با خلقت آدم می‌دانند. از جمله تبریک‌هایی که گفته می‌شد «صد سال به این سال‌ها در حمایت امام زمان» بود.

«سفره هفت سین عبارت بود از ماهی (که از سین واژه‌ی عربی سمک گرفته شده) سیب، سیر، سبزی، سرکه، سنجد و سنگک»

رفتن به زیارت امامزاده‌ها نیز از آداب دینی نوروز است. در ایالت‌ها، تصویر شاه را همراه با شمایل پیامبر، حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین، که دور سرشان را هاله‌ای از نور احاطه کرده بود، می‌گذاشتند. زمانی که عید نوروز با مراسم عزاداری امام حسین مقارن می‌شد، ایام نوروز به احترام شهادت امام حسین عاری از شکوه و جلال همیشگی بود و کاملا به سادگی برگزار می‌شد.

محرم قاجار

بیرون رفتن مردم از خانه‌های خود در روز سیزده به در و گشت و گذار در اطراف شهر به این دلیل است که مردم می‌خواهند تازه شدن طبیعت را جشن بگیرند».

بازیل نیکیتین روس (۱۲۹۰) می‌نویسد:

«هفت‌سین نوروز یادبود هفت فرشته‌ی مقرب اهورمزدا (امشاسپندان) است».

هفت سین

ژاک هردوان فرانسوی (۱۳۰۳ – ۱۳۰۵ خورشیدی) نوشت:

«در این روزها برای شفای مریضان آش می‌پختند؛ یکی از افراد خانواده سینی به دست می‌گرفت و به طور ناشناس به در منازل می‌رفت و هر کس یک خوراکی از قبیل پیاز، نمک، برنج و … در سینی می‌گذاشت. از ترکیب این مواد آشی درست می‌شد که اعتقاد داشتند اگر بیمار از آن بخورد شفا می‌یابد. مردم اعتقاد داشتند که توپ مروارید حاجت آن‌ها را برآورده می‌کند. زنان برای مداوای فرزندان خود یا برای باردار شدن و دختران برای گشایش بختشان به سراغ این توپ می‌رفتند».

«در این روزها، یک خوراکی از قبیل پیاز، نمک، برنج و … را در سینی می‌گذاشتند و به طور ناشناس به در منازل می‌رفتند»

هرمان نوردن آمریکایی در سال ۱۳۰۸ شمسی می‌نویسد:

«قبل از غروب آفتاب، خانواده‌هایی که عزیزی را از دست داده بودند به قبرستان می‌رفتند و به فقرا صدقه می‌دادند. خانواده‌ها سفره‌ی هفت‌سین را پهن می‌کردند و در آن هفت چیز خوراکی که ابتدای نام آن‌ها با حرف سین شروع می‌شد، قرار می‌دادند. همین‌طور قرآن و شمع و ماهی و آینه و در ظرفی آب قرار می‌دادند.

نوروز

مجموعه‌ی هفت‌سین مرکب است از هفت نوع شیرینی یا میوه یا سایر خوراکی‌ها که حرف اول هر یک باشد و در دربار نیز مانند مردم عادی کمی به تحویل سال مانده مجموعه‌ی هفت‌سین را می‌آورند و در مقابل شاه می‌گذارند. به محض تحویل سال، شاه مقداری از محتویات آن می‌خورد بعد کندر و سایر مواد معطر در مجمرها می‌سوزانند. وسط سفره ظرف بزرگی گذاشته‌اند که در آن گندم یا حبوبات دیگری سبز شده و نشانه‌ی تجدید سال است».

کجارو

Load More Related Articles
Load More By مارتین کاظمی
Load More In سفر و گردشگری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Check Also

تماشا کنید؛ جزیره لنکاوی، بهشتی زمینی در مالزی

لنکاوی یکی از زیباترین جاذبه‌های گردشگری مالزی بوده که طبیعت رویایی و مثال‌زدنی آن برای گر…