Home نجوم آیا نوادگان ما از نابودی کیهان جان به در خواهند برد؟

آیا نوادگان ما از نابودی کیهان جان به در خواهند برد؟

1 second read
0
0
123

میلیاردها سال دیگر کیهان به شکلی که امروز می شناسیم وجود نخواهد داشت. خبر خوب این است که فرصت زیادی برای آماده شدن داریم و شاید حتی راهی پیدا کنیم تا کیهان در حال مرگ را فریب دهیم. در این مقاله به بررسی بعضی راه های نجات از آخرالزمان کیهانی پرداخته ایم.

کیهان نیز همانند موجودات زنده وجودی میرا دارد، در بیگ بنگ متولد شده است و در نهایت نیز با سرنوشت خود مواجه خواهد شد خواه این سرنوشت از هم گسستگی بزرگ باشد یا تصادم بزرگ و یا یک انجماد شدید ابدی. در هر صورت همۀ اشکال حیات که امروزه می شناسیم منقرض خواهند شد. مگر اینکه نوادگان فوق پیشرفته ی ما در آن روزگار بتوانند راهی برای فرار از محدوده های کیهان و یا تغییر قوانین کیهان پیدا کنند.

ساخت یک کیهان پایه

نوادگان آینده دور ما ممکن است کیهان کنونی را ترک کرده و از طریق کرم چاله ها به یک کیهان تازه متولد شده طبیعی یا مصنوعی مهاجرت کنند. هر چند عجیب و غریب به نظر می رسد اما این ایده به وسیلۀ تعدادی از دانشمندان همچون لی اسمولین به طور جدی مورد کند و کاو قرار گرفته است. بر اساس گفته های این دانشمند جهان ها از طریق یک فرآیند طبیعی تکاملی به نام انتخاب طبیعی کیهانی جهان های دیگر را ایجاد می کنند. بر اساس استدلال این دانشمندان خصوصیات کیهان تصادفا مناسب تکامل و توسعۀ حیات هوشمند نشده است بلکه کیهان ما طوری تکامل پیدا کرده است که این گونه باشد. بر اساس نظر اسمولین جهان های نوزاد از طریق سیاهچاله ها متولد می شوند. و بر این اساس بعضی نظریه پردازان به بررسی این امکان پرداخته اند که آیا ساخت یک کیهان نوزاد برای خودمان از این طریق امکان پذیر است؟

فرآیند تولید مصنوعی کیهان اولین بار در سال ۱۹۸۷ توسط ادوارد فرهی و آلن گوث عنوان شد. به اعتقاد گوث، جهانی که در آن زندگی می کنیم سطح دو بعدی کره ای بزرگ است که به علت اندازۀ عظیمش برای ما تخت به نظر می رسد. به گفتۀ وی تحت شرایطی ممکن است حبابی در سطح این کره همانند یک تومور به وجود آمده و گسترش پیدا کند و در نهایت این حباب خود را از کیهان والد خود جدا کرده و جهان مستقل جدیدی ایجاد کند.

برای یک مشاهده گر خیالی در درون این حباب شرایط پیدایش همانگونه خواهد بود که در بیگ بنگ اتفاق افتاده است اما برای یک مشاهده گر در درون کیهان والد این حباب ممکن است به شکل یک سیاهچاله به نظر برسد. بعد از گذشت مدت معینی سیاهچاله نیز تبخیر خواهد شد و هیچ اثری از مکانی که روزی کیهان جدیدی در آن متولد شده بود، باقی نخواهد ماند. اما کیهان جدید و تازه متولد شده حتی پس از جدایی از والد خود در یک فضا- زمان مجزا وجود خواهد داشت اما هیچ ارتباطی بین دو جهان، امکان پذیر نخواهد بود.

با وجود همۀ این تفاسیر گوث و فرهی می پذیرند که انرژی عظیمی برای به وجود آوردن چنین پدیده ای مورد نیاز هست: « به وجود آوردن یک تکینگی نیازمند شرایطی است که این شرایط مانعی دست نیافتنی برای ایجاد یک کیهان تورمی در آزمایشگاه است. دستیابی به چنین شرایطی مشخصا بسیار فراتر از تکنولوژی امروز ماست اما کسی چه می داند تمدن های پیشرفته در آیندۀ دور از چه امکاناتی برخوردارند. اما تا آنجایی که امروزه می دانیم کیهان ما ممکن است حاصل تولد از کیهان والد دیگری بوده باشد.» دو فیلسوف در مقاله ای در سال ۲۰۰۰ مدعی شدند یک تمدن فوق پیشرفته نه تنها قادر به انجام این گونه مهندسی های کیهانی می باشد بلکه می توانند با انتقال اطلاعات (مانند اطلاعات ذهن های خود) به کیهان های نوزاد به نوعی زندگی ابدی دست پیدا کنند.

برتری

این ایده، دیوانگی نیست که تصور کنیم روزی قادر خواهیم بود ذهن های آپلود شدۀ خود را در کامپیوترها به سیاهچاله ها بفرستیم. ۱۵ سال پیش “ست لوید” فیزیکدان بیان کرده بود که سیاهچاله ها متراکم ترین و کارآمدترین دستگاه های محاسباتی جهان ما هستند. لپ تاپ خیالی او یک کیلوگرم از ماده فوق متراکم از جنس سیاهچاله است که به لطف تابش هاوکینگ تنها برای کسری از ثانیه ( دقیقا ۱۰ به توان منفی ۱۹ ثانیه) وجود خواهد داشت اما در طول همین مدت کوتاه قادر خواهد بود ۱۰ به توان ۳۲ عملیات ریاضی را بر روی ۱۰ به توان ۱۶ بیت داده انجام دهد.

با الهام از این ایده، جان اسمارت با ارتباط کیهان های نوزاد و پارادوکس فرمی (که بیان می کند در صورت وجود هوش های فرازمینی چرا هیچکدام را تاکنون ملاقات نکرده ایم!) بیان داشت که این منطقی است چرا که حیات فرازمینی پیشرفته با رد کیهان منشا خودشان در جستجوی چیزی جالب تر در جهان های جدید هستند. اسمارت این ایده را فرضیه برتری می نامد.

با بررسی هر چه بیشتر تاریخچۀ کیهان متوجه خواهیم شد که کیهان در طول زمان پیش به سوی پیچیدگی بیشتر دارد: از کهکشانها تا سیاره های مناسب برای حیات و سپس به موجودات تک سلولی و سپس پر سلولی و انسانها و پس از آن به شهرها اکنون کامپیوترهای هوشمند. به اعتقاد “اسمارت” سیستم های اطلاعاتی جدید در اشغال فضا- زمان، انرژی و ماده فشرده تر و کارآمدتر شده و این باعث شتاب تکاملی بیشتر در اطلاعات، پیچیدگی و هوش این سیستم ها در طول زمان می شود. ما همواره چیزهای بیشتری را در فضای کوچکتری فشرده می کنیم که باعث بهره وری کارآمدتری از اطلاعات می شود. به گفتۀ اسمارت سرنوشت ما تراکم بیشتر و جدا شدن از بدن فیزیکی است. این احتمال وجود دارد که نوادگان فرا بشری ما موجوداتی دیجیتالی به صورت ذهن های آپلود شده باشند. منطبق با فرضیه “اسمارت” این موجودات عمیقا از بدن فیزیکی خود جدا شده و به موجودات بیولوژیک نامیرا تبدیل شده اند.

به گفتۀ “اسمارت” اگر جوامع به طور فزاینده ای متراکم تر و اطلاعاتی شوند و به جای کل بدن فیزیکی افراد فقط هستۀ مرکزی اطلاعات آنها نگهداری شود بشر به چیزی که فیزیکدانان کامپیوترونیوم (فشرده ترین و کارآمدترین ماشین محاسباتی) می نامند، شباهت پیدا خواهد کرد. بنابراین بر اساس فرضیه برتری و اگر تئوری اطلاعات مربوط به سیاهچاله ها صحیح باشد ما قادر خواهیم بود نسخه های مجازی خود را به سیاهچاله ها بفرستیم. اما نگرانی اسمارت این است که ممکن است این کار در نهایت به ذهنهایی دیجیتالی بی مصرفی منجر شود که تا ابد در فضای بیکران کیهان جدید شناورند.

تغییر قوانین بازی

اگر نوادگان ما نتوانند یک راه فرار پیدا کنند (چه از طریق سیاهچاله ها و یا تولید یک کیهان جدید) ناگزیرند که راه حل دیگری پیدا کنند. انتخاب دیگر اما این است که با تغییر تار و پود کیهان، قوانین کیهانی را تغییر دهند. در نهایت شاید هوش ثابت کند که قدرتمندترین نیروی طبیعت است. این ایده که هوش یک جنبۀ ثانوی کیهان نیست ایده ی جدیدی نیست. پیر تیلارد فیلسوف معتقد بود که بشریت چیزی بیشتر از جمع همۀ اجزا خود است. در واقع “تیلارد” براساس آموزه های خود مخالف رده بندی انسان به عنوان بخش کوچکی از گروه نخستی ها و به عنوان نوعی حیوان بود.

تیلارد بر اساس مشاهدات خود به این نتیجه رسیده بود که همۀ حیوانات خودشان را با شرایط محیطی خود هماهنگ می کنند در حالیکه بشر با ساخت ابزارها و نیز با اختراع خط و زبان و کتابخانه ها و ابزارهای ارتباطی گامی بزرگ به سوی فراتر رفتن از بدن فیزیکی خود برداشته است. بشریت آن طور که “تیلارد” می اندیشد در حال تبدیل شدن به یک ارگانیسم با یک سیستم عصبی منفرد می باشد. بشریت به طور فزاینده ای تسلط خود را روی سیاره زمین افزایش داده است و به عقیدۀ “تیلارد” هیچ دلیلی وجود ندارد که دسترسی و تسلط بشر از آنچه امروز هست فراتر نرود. هوش بشری یکی از نیروهای موثر بر طبیعت است که باعث تغییر شکل سیاره زمین شده است و دلیلی ندارد باور نداشته باشیم که هوش به گسترش خود در محیط ادامه ندهد چه این محیط یک سیاره باشد و یا یک خوشۀ ستاره ای.

“ری کرزویل” بیان می دارد که خصوصیات کیهان ممکن است ثابت نبوده و هوش در نهایت با نفوذ و گسترش در کیهان در مورد سرنوشت کیهان تصمیم گیری خواهد کرد: « خب! آیا کیهان در یک تصادم بزرگ پایان خواهد یافت و یا در گسترش نامحدود و یا به طریقی دیگر؟ به نظر من مساله اولیه جرم کیهان یا احتمال وجود نیروی ضد گرانشی یا ثابت کیهانی اینشتین، نیست. بلکه سرنوشت عالم تصمیمی است که ما وقتی زمانش فرا برسد هوشمندانه در نظر خواهیم گرفت.» به اعتقاد کروزویل هوش در نهایت ثابت خواهد کرد که قدرتمندتر از همۀ نیروهای فیزیکی قدرتمند کیهان است.

کیهان زندۀ حسود

جیمز گاردنر این ایده را به حد نهایی خود رسانده است. به گفته او طبیعت حیات پرور کیهان به عنوان نتیجۀ قابل پیش بینی فرآیندهای طبیعی (شامل حیات و هوش) می تواند توضیح داده شود. بر اساس نظریه او به نام کیهان زندۀ حسود، ظهور حیات و هوش به طور ناگسستنی با تولد فیزیکی، تکامل و تولید مثل مجدد کیهان در ارتباط است. به عبارت دیگر وجود هوش در کیهان از روی تصادف نبوده بلکه هوش یکی از نیروی های عمدی و هدفمند طبیعت است.

یکی از نتایج تئوری گاردنر این است که حیات هوشمند است که جهان های جدید و نوادگان خود را ایجاد می کند. ممکن است بشر از سرنوشت نهایی مرگ کیهان رهایی پیدا کند یا نکند اما دودمان ما در جهان های دیگری زندگی خواهند کرد. قوانین کیهانی از طریق مسوول کردن خود حیات هوشمند برای فراهم کردن شرایطی در جهت ادامه ی وجود کیهان، نه تنها حیات را امکان پذیر می کند بلکه وجود آن را اجتناب ناپذیر است.

کیهان گشوده نشده

اما پارادوکس فرمی پیشنهاد دیگری نیز ممکن است ارائه کند: ممکن است “فیلتر بزرگ” در کار باشد که مانع از توسعه حیات هوشمند فراتر از حدی معین می شود. در واقع قوانین کیهان آن گونه که اکنون می شناسیم مانع دستیابی حیات هوشمند به سوی فضاهای دوردست و دستیابی به تکنولوژیهایی در حد مهندسی کیهانی می شود.

هر چند نامحتمل به نظر می رسد اما شرایط کیهان، میلیاردها سال دیگر ممکن است تغییر کند و آینده برای حیات فوق هوشمند امن تر و بیشتر قابل سکونت نسبت به آنچه امروز است باشد همانگونه که منظومه شمسی ما میلیاردها سال پیش پر هرج و مرج و غیر قابل سکونت بود. زمانی که این مرحلۀ تکاملی فرا برسد ممکن است برای آنچه تمدن های فوق هوشمند قادر به انجامش هستند حد و مرزی وجود نداشته باشد تا به چشم انداز طولانی مدتی که مد نظر دارند برسند. متاسفانه منصفانه است اگر ناراحت باشیم از اینکه تمدن بشری در تاریخچۀ کیهان، برای برتری یافتن در تغییر شکل عالم زودتر پا به عرصۀ وجود نگذاشت.

Load More Related Articles
Load More By عاطفه نجفی
Load More In نجوم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Check Also

بهترین هتل­ های ژنو، اوجی دیدنی از شکوه معماری

چهارشنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۷ – گردشگری,جهان گردی,اماکن دیدنی,هتل و کمپینگ ژنو، مک…